محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6721

تاريخ الطبرى ( فارسي )

چنان كه گفته‌اند شب دوشنبه ، چهارده روز مانده از ماه رمضان اين سال ، عبد الواحد پسر ابو احمد موفق كشته شد . چنان كه گفته‌اند وقتى گرفته شده بود مادرش دايهء [ 1 ] وى را همراهش به خانهء مونس فرستاده بود كه ميان وى و دايه جدايى آوردند ( 94 كه دو يا سه روز بدين گونه ببود ، سپس دايه را به خانهء بانويش فرستادند . و چنان بود كه وقتى مادر عبد الواحد از خبر وى پرسش مىكرد به دو مىگفتند در خانهء مكتفى است و به سلامت است كه مادرش به زنده بودن وى اميدوار بود و چون مكتفى درگذشت از وى نوميد شد و ماتم وى را بپاكرد . سخن از بقيهء كارهاى مهم سال دويست و هشتاد و نهم از جمله حوادث سال آن بود كه نه روز مانده از شعبان اين سال نامه اى از اسماعيل بن احمد فرمانرواى خراسان به سلطان رسيد دربارهء خبر نبردى كه ميان ياران وى و ابن جستان ديلمى در طبرستان بوده بود و اينكه ياران وى ابن جستان را هزيمت كرده بودند . نامهء اسماعيل در اين باب در دو مسجد جامع بغداد خوانده شد . در اين سال يكى به نام اسحاق فرغانى از ياران بدر ، از پس كشته شدن بدر با گروهى از ياران خويش به مخالفت سلطان به ناحيهء صحرا پيوست و در آنجا ميان وى و ابو الاغر نبردى بود كه ابو الاغر در آن نبرد هزيمت شد و تعدادى ياران و سرداران وى كشته شدند . آنگاه مونس خازن با گروهى بسيار براى نبرد فرغانى به كوفه روان شدند . در سلخ ذى قعده ، خاقان مفلحى خلعت گرفت و عامل كمكهاى رى شد و پنجهزار مرد به دو پيوسته شد . در همين سال يكى در شام ظهور كرد كه گروههاى بسيار از بدويان و غير

--> [ 1 ] كلمهء متن .